السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1081

تعليقات نقض ( فارسى )

مراد حسام الدين اتابك اينانج بيگ سنقر صاحب رى است كه در آغاز امر از مماليك سلطان سنجر و از امراى بسيار نامى و شجاع وى بوده است و بعد از فتنهء غز و گرفتارى سنجر از خراسان فرار كرده برى آمد و آنجا را متصرّف شده و اظهار انقياد بسلطان محمّد بن محمود سلجوقى كرد و بعد از فوت سلطان محمّد بلاد مجاور رى را نيز بدست آورده داراى اسم و رسم و قوّت و شوكت بيشترى گشت ، و از اين تاريخ ورود او برى ( سال 548 ) تا سال قتل او كه سنهء 564 است ( بنابر نوشتهء ابن الاثير ، يا 565 است بنابر نوشتهء عماد كاتب ) قضايا و حوادث مهمّى نسبت به او روى داده كه در تواريخ مذكور است طالب تفصيل بمواردش رجوع كند . تعليقهء 140 ( ص 345 ؛ س 1 - 4 ) شبيخون زدن اسماعيليان بحاجيان خراسان مورّخان از قبيل ذهبى در العبر ، و ابن كثير در البداية و النهايه : و ابن العماد در شذرات الذهب و غير ايشان نيز در سال پانصد و پنجاه و دو اين حادثهء ناگوار را نوشته‌اند و محصّل ترجمهء عبارت ابن الاثير اين است : « در ربيع الأوّل سال پانصد و پنجاه و دو حاجيان خراسان از مكّه برميگشتند چون از بسطام حركت كردند گروهى از سپاهيان خراسانى كه بطبرستان ميرفتند بر ايشان تاختند پس قسمتى از مال و متاع ايشان را بغارت بردند و چند نفر را نيز كشتند ليكن باقى سالم مانده و از همانجا به طرف خراسان رهسپار شدند ناگاه اسماعيليان بر ايشان حمله كردند حاجيان بدفاع پرداخته و تا ميتوانستند مقاومت كرده و مردانه جنگيدند تا آنكه امير حاجّ كشته شد و از دفاع عاجز گشتند پس دست از جنگ كشيده و سلاحهاى خود را انداخته و امان خواستند اسماعيليان همهء ايشان را كشتند و بجز اندكى باقى نگذاشتند و در ميان ايشان گروهى بسيار از دانشمندان بنام و صالحان و زاهدان قابل اعتنا بدرجهء شهادت رسيدند و اين غائله مصيبت بزرگى بود كه همهء بلاد اسلام و بالخصوص خراسان را فرا گرفت و شهرى